تبليغاتX
فاصله

فاصله

هر که انسان تر است چشم به راه تر است. دکتر شریعتی

عقل گفت دشوارتر از مرگ چيست؟

عشق فرمود،كه فراق از همه دشوارتر است.........

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 اسفند1389ساعت 4:37 بعد از ظهر  توسط   | 

+ نوشته شده در  شنبه 21 اسفند1389ساعت 10:5 قبل از ظهر  توسط   | 

رنج تلخ است ولي وقتي آن را به تنهايي مي کشيم

 تا دوست را به ياري نخوانيم،

براي او کاري مي کنيم و اين خود دل را شکيبا مي کند

طعم توفيق را مي چشاند

و چه تلخ است لذت را "تنها" بردن

و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن

و چه بدبختي آزاردهنده اي ست "تنها" خوشبخت بودن

در بهشت تنها بودن سخت تر از کوير است

در بهار هر نسيمي که خود را بر چهره ات مي زند

 ياد "تنهايي" را در سرت زنده ميكند

"تنها" خوشبخت بودن خوشبختي اي رنج آور و نيمه تمام است

" تنها" بودن ، بودني به نيمه است

و من براي نخستين بار در هستي ام رنج "تنهايي" را احساس کردم


دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 اسفند1389ساعت 9:35 قبل از ظهر  توسط   | 

آنقدر دوستت دارم

که هر چه بخواهی همان را بخواهم

اگر بروی شادم

اگر بمانی شادتر

تو را شاد تر می خواهم

با من یا بی من

بی من اما

شادتر اگر باشی

کمی

- فقط کمی -

ناشادم

  و این همان عشق است

عشق همین تفاوت است

همین تفاوت که به مویی بسته است

و چه بهتر که به موی تو بسته باشد

خواستن تو تنها يک مرز دارد

و آن نخواستن توست

و فقط يک مرز ديگر

و آن آزادي توست

تو را آزاد مي خواهم

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 اسفند1389ساعت 9:33 قبل از ظهر  توسط   | 

پس شاخه های یاس و مریم فرق دارند؟!

                                      آری، اگر بسیار، اگر کم فرق دارند

شادم تصور می کنی وقتی ندانی

                                           لبخندهای شادی و غم فرق دارند

برعکس می گردم طواف خانه ات را

                                            دیوانه ها آدم به آدم فرق دارند

من با یقین کافر، جهان با شک مسلمان

                                       با این حساب اهل جهنم فرق دارند

بر من به چشم کشته عشقت نظر کن

                                      پروانه های مرده با هم فرق دارند!

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 اسفند1389ساعت 9:32 قبل از ظهر  توسط   | 

خیانت

 

شكسپير ميگه: خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ...

 خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد !

خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ...

 خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد......

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 اسفند1389ساعت 9:29 قبل از ظهر  توسط   | 

دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا

دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا،

  دلم تنگ شده‌ها را، عاشقتم‌ها را…

  این‌ جمله‌ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی‌کنی!

  باید آدمش پیدا شود!

 باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!

 سِنت که بالا می‌رود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکرده‌ای و روی هم تلنبار شده‌اند!

 فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمی‌توانی با خودت بِکشی‌اش…

 شروع می‌کنی به خرج کردنشان!

 توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی

 توی رقص اگر پا‌به‌پایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند

 توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد

 در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خنده‌ات انداخت و اگر منظره‌های قشنگ را نشانت داد

 برای یکی یک دوستت دارم خرج می‌کنی برا ی یکی یک دلم برایت تنگ می‌شود خرج می‌کنی! یک چقدر زیبایی یک با من می‌مانی؟

 بعد می‌بینی آدم‌ها فاصله می‌گیرند متهمت می‌کنند به هیزی… به مخ‌زدن به اعتماد آدم‌ها!

 سواستفاده کردن به پیری و معرکه‌گیری…

 اما بگذار به سن تو برسند!

 بگذار صندوقچه‌شان لبریز شود آن‌‌وقت حال امروز تو را می‌فهمند بدون این‌که تو را به یاد بیاورند

 غریب است دوست داشتن.

 و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن...

 وقتی می‌دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ...

 و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛

 به بازیش می‌گیریم هر چه او عاشق‌تر، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازک‌تر، ما بی رحم ‌تر.

 تقصیر از ما نیست؛

 تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده‌اند

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 اسفند1389ساعت 9:25 قبل از ظهر  توسط   | 

گفتی از تو بگسلم

        دریغ و درد

رشته ی وفا مگر گسستنی ست

از خود بگسلم، از تو نگسلم

                                    عهد عاشقان مگر گسستنی ست....

 

رنج بزرگ انسان ها همیشه از تنهایی است.

 

هر وقت دلتنگ شدی بگو

در بن بست هم راه آسمان باز است

                                               پس پرواز را بیاموز

 

زمونه بهم یاد داد دوری کسی رو که دوسش دارم تحمل کنم

اما وفا به من یاد داد،کسی رو که دوست دارم هرگز فراموش نکنم

 

خواستم زندگی کنم

          راه را برایم بستند

                 خواستم عاشق شوم

                            گفتند گناه است

خواستم گریه کنم

   گفتند دیوانه است

ودر آخر خواستم بگویم

                                                           دوستت دارم......

 

روزهای با تو بودن خوابهایست

           شیرین و کودکانه

افسوس که چشم نمی خوابد...........

 

تو کیستی که من از دوری تو بی تابم

شب از وجود خیالت نمی برد خوابم

تو کیستی که من از موج هر تبسم تو

به سان قایق سرگشتی روی مردابم......

 

مردی نزد روانپزشک رفت و از غمی که در سینه داشت سخن گفت.روانپزشک گفت:در شهر داقکی ست که مردم را می خنداند،نزد او برو تا غمت را فراموش کنی.

مرد لبخند تلخی زد و گفت:

                                من همان دلقکم!!!!

 

مثل مهتاب که از خاطر شب، می گذرد هر شب

آهسته از آفاق دلم می گذری

ای که از تازگی زخم دلم تازه تری

یعنی از قصه ی دلتنگی من با خبری؟؟؟

 

در سکوت دادگاه سرنوشت

        عشق بر ما حکم سنگینی نوشت

گفته شد دلداده ها از هم جدا

وای بر این حکم و این قانون زشت

 

زادگاه و تاریخ تولد هیچ کس در هیچ نقشه و تقویمی نیست

چرا که آدمها هر لحظه در طپش قلب کسانی که دوستشان دارند متولد می شوند..

 

بی تو محبوسم ز زندانی که نامش

                                           زندگی ست

حبس زندانی که جرم مجرمش دلبستگیست....

 

ابر هم از بارش قصد فداکاری نداشت

                   عقده در دل داشت

                                              روی خاک خالی کرد و رفت....

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 اسفند1389ساعت 9:16 قبل از ظهر  توسط   | 

با تو بودن به من اطمینان می دهد،که وقتی از تو دور هستم چقدر دلم برایت تنگ می شود...

*

بعضی وقت ها سکوت از غم بزرگی خبر میده که فقط با حرف زدن از بین میره...

**

در فلسفه وفا چنین آمده است

    دل وقف شکستن است

                                   بیهوده نرنج....

*** 

بی تو امروز به صد غصه و غم زیسته ام،وای اگر روز دگر زنده بمانم چه کنم...

****

اشک چشمانم طوفان غم آرد به دل

                                     خنده بر لب می زنم تا کس نداند راز دل

 *****

شاید آن روز که سهراب نوشت تا شقایق هست زندگی باید کرد خبر از دل پر درد گل یاس نداشت باید اینگونه نوشت چه شقایق باشد چه گل پیچک و چه یاس زندگی اجبار است لاجرم باید زیست....

 ******

دل های پاک خطا نمی کنند

                             سادگی می کنند

و امروز سادگی پاک ترین خطای دنیاست........

*******

زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست

   و دلم بس تنگ است

     بی خیالی سپر هر درد است

          باز هم می خندم

آنقدر می خندم که غم از رو برود .........

 ********

بر خاک بخواب نازنین تختی نیست

آواره شدن حکایت سختی نیست

از پاکی اشک های خود فهمیدم

لبخند همیشه راز خوشبختی نیست

 *********

تا زمانی که دلم سوی خدا پر نکشد

  تا زمانی که اجل خط و نشانی نکشد

     دارمت دوست به حدی که خدا می داند

راز این قصه فقط باد صبا می داند......

 **********

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 اسفند1389ساعت 9:0 قبل از ظهر  توسط   | 

بي وفا عشق من به خدا اشك من مي مونه رو گونه م تا بيايي پيش من رفتي و بعد تو چه زجري كشيدم هنوز تار موت و به دنيا نمي دم.....

 

حالا كه ديگه مجبوريم با هم ديگه وداع كنيم بيا به ياد اون روزا همديگرو دعا كنيم يه وقت ديدي دعا گرفت خدا نذاشت جدا بشيم اي واي داره فردا مياد بايد دست به دعا بشيم با قلب پاكت از خدا بخواه منو صبرم بده هنوز نرفتي از پيشم دوريت داره زجرم ميده.....

 

خدا شايد اين عشقي كه من ميگمو تو نشناسي نزديكترين كسم اونه خيلي دوسش دارم راستي! يادم نره بهت بگم عزيزترينه من اونه خودم مهم نيست اما اون نذاري تنها بمونه....

 

فردا قراره منو تو از هم ديگه جدا بشيم فردا قرار همدمه گريه بي صدا بشيم تو كوچه هاي بي كسي نيستي و پرسه ميزنم آي آدما نگاه كنين غريب شهر تون منم يادش بخير منو تو و يه قلبه پاك و بي غرور حالا چي شد عوض شدي دلت كجاست سنگ صبور....

اون طور منو نگاه نكن دست توي دست من بذار برو يه وقت مريض ميشي بغضت رو هي نگه ندار فدات بشم فدات بشم فدات بشم بذار برو محاله باورش كه من ديگه نمي بينم تو رو صدات مي لرزه عشق من اسمم رو هي صدا نكن طناب و دور گردنم بنداز ديگه نگام نكن....

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 اسفند1389ساعت 8:53 قبل از ظهر  توسط   |